تبليغاتX
وامستان

وامستان
 
کاری متفاوت ازگروه اعتبارات بانک ملت شعبه سه راه راهنمایی مشهد
اینو درجواب وبلاگ سایه خانم (دنج ترین نقطه دنیا)نوشتم ولی چون کامنت گذاریم مشکل داره نتونستم تو بلاگ خودش بزارم....

فراموش نکن که درمملکتی زندگی میکنیم که تنها چیزی که حاکم نیست شایسته سالاریه.....چندی قبل یه دخترافغانی اومده بود بانک که اول ما فکرکردیم ازین گداها وبدبختاس...بعد دیدیم رییس یکی ازشعب بانکهای امریکاس....شایسته سالاری در گرانبهای گم شده تواین مملکته....پس سعی کن بامسایل کناربیایی...یه خورده واقع بین ترباش...تویکی ازپستات نوشته بودی توشعبه ازطریق گوشیت وبلاگتو چک کردی ...ببین همینو که یکی ازهمکارات ببینه باخودش میگه ببین چقدربیکاره ووقت ازاد داره....سعی کن ازکاه ..کوه نسازی برا خودت...زندگی فقط بانک وکاربانک نیس  نمیگم بی مسیولیت باش..بخداقسم من خودم شب هم شده که تو بانک خوابیدم اون اوایل...وقتی تو شعبه روستایی بودم..ولی اون کارا رو برا دل خودم کردم.براوجدان خودم کردم.وهیچ وقت هم منتشو سرسازمان نذاشتم...چون عاشقانه کارمیکردم...تو هم مطمین باش که نباید حتما مزد وجدان کاریتو توی بانک ببگیری....دنیا همش بانک نیست..خانواده...دوستان ...رفتارهای اجتماعی ....برخوردهای دیگران...گشایشها در کار....برکت پول....اینا هم میتونه پاداش زحمات نادیده گرفته شدت تو بانک باشه...باورکن من امتحان کردم......ببخش سرتو درد اوردم....دستم بنوشتن که میره ول نمیکنه.....راستی شما کارمند بانک انصار نیستی....ازتو عکسات حدس زدم....شبت خوش وسالت نیکو باد .....................


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 توسط مهرگان
سلامی چو بوی خوش اشنایی...فقط اومدم بگم هنوز هستم هاااااااا...فقط کمی گرفتارم...حالا نه اینکه خیلی ها هم نگرانم شده بودند....
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 توسط مهرگان
ما که کشتیم خودمونو نتونستیم این مشکل پیام گذاشتن برا دوستانمونو تو وبلاگاشون حل کنیم... باورکنید مطالب همه رومیخونم اما اونجا که بایدبراشون کامنت بزارم برام کد امنیتی بازنمیشه ....اینو گفتم که حمل بربی ادبی برای اون عزیزانی که بمن سرمیزنن نشه...البته این مشکل فقط تو بلاگفا هست برام...ممنون میشم اگه کسی کمکم کنه
نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم بهمن 1390 توسط مهرگان
چندی قبل جوگیر شدم وتصمیم گرفتم درخصوص رابطه بین گروه خونی روسای شعب ومیزان کارایی انها تحقیقی رو درسطح روسای شعب مشهد انجام بدم.طرح اولیه اش رو به رییس حوزه محترم ارایه دادم وایشان بسیار استقبال فرمودند.قرارشدطی هماهنگی باکارگزینی منطقه تحقیقم روآغاز کنم.هنگامی که دراین موردتوضیحاتی درخصوص خلق وخو وخصوصیات هرگروه خونی برایشان شرح دادم ناگهان ورق برگشت ویکباره باانجام این کارمخالفت شد.آخه من چه گناهی دام که تحقیقات نشان داده بهترین مدیران دارای گروه خونی ب مثبت اند؟ شایدکسانی بودند که ازاین رابطه آشفته میشدند.بهرحال من هم درکل بیخیال شدم...آخه ادم عاقل سری رو که درد نمیکنه دستمال نمیبنده که....من هنوز نیمی دیگه از خدمتم مونده...منتظرمیمونم یه گروه خونی ب مثبت بیاد راس کار باز دوباره اقدام میکنم راستی گروه خونی منم ب مثبته هاااااااااااا اگه دوست داشتین دراین مورد بخونین به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

پ . ن :راستی یه سواله که مدتهاست منو درگیر کرده.....وقتی میگن به افتخارش دست بزنین دقیقا باید به کجاش دست بزنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم بهمن 1390 توسط مهرگان

آی لجم میگیره.....لجم میگیره از بعضی ازهمکارا که کارخودشونو بامنت برسرمشتری انجام میدن.وانجام کاری روانقدربزرگ میکنندوپیچ وتابش میدن ودربوق وکرنامیکنن که طفلی مشتری باورش میشه که کارشاقی براش انجام داده شده.نمیدونم چرامن نمیتونم اینگونه باشم.مثلازوج جوانی اومدن براوام ازدواج.مدارکشونو که تحویل گرفتم وبهشون گفتم فردابه حسابشون وامشونو واریزمیکنم چشاشون گرد شد.میگفتن که شنیدیم سه چهارهفته طول میکشه......خوب چی بگم من.بگم همکارا کم لطفی کردن که همکارخودم خراب شده واین برخلاف اصول اعتقادی خودم هست...نگم بدتر..خودمونیم ها .ماکه میخوایم کاری روانجام بدیم چراپس براش کلاس میزاریم...شاید اینم برمیگرده به شهرستانی بودن من...گاهی اوقات خودمون مسبب حرفهایی هستیم که پشت سرمونه.امروز پنجشنبه بود اما دقیقا ۲پرونده طرح نوید...یک پرونده متخصصین..یک پرونده طرح زرین ویک مضاربه رو به حساب مشتریها ریختم...تازه ظهرکه داشتم برمیگشتم خونه یادم اومد صبحونه نخوردم...بابا این مشتری هم به هزارامیدوارزومیاد خودشو وامداربانک میکنه والا....براهرکدوم ازاین پرونده ها روزهای زیادی رو تو شهرداری و دارایی و ثبت واوقاف و محضر معطل شده....دیگه ادم روش نمیشه که بازیه هفته هم تو بانک معطلش کنه....گناه دارن به مولا....درست که بهرحال ازما طلبکارن ولی ماکه برااونا کارنمیکنیم...وجدان هرانسانی بزرگترین محکمه اوست...بگذریم که برابعضیهاشون اینجورکارکردن ارزش نداره وچیزی رو که راحت بدست میارن قدرنمیدونن..وارزش کارهمون بعضی ها براشون بیشتره...ولی همه که اینطور نیستن.................. آخی خسته شدم ازبس ازخودم تعریف کردم دکترکجایی اینارو بخونی

راستی امشب شیفت حرم اقا امام رضا هستم ازطرف همتون نایب الزیاره هستم(حاج مجید.متصدی جوان.بانکدارفردا.سایه خانم.کارمندبانک ملت.کارمندبانک ملی.کارمندناراضی......وخلاصه همه دوستان عزیزوبلاگی ام)

راستی من به وبلاگ همه دوستان سرمیزنم اما توبلاگفا براپیام گذاشتن مشکل دارم .وعددامنیتی برام بازنمیشه..کسی میتونه کمکم کنه لطفا

امیدوارم روزگارتون خوب وخوش باشه.تابعد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 توسط مهرگان
دوستان سلام.اول ازهمه بایدازتاخیرچندروزه ام عذرخواهی کنم.وتشکرکنم ازکامنتهای محبت آمیزوگاها تحریک کننده تان.حاج مجیدباشمام نبودم هاااااااااا.همکارم رفته مرخصی ومن موندم و اعتبارات .راستی روزهای برفی قشنگی داشتیم.امیدوارم به همتون خوش گذشته باشه.

این روزها شاهد گردش رویکرد بانک ملت از بازاریابی سپرده های بزرگ به بازاریابی مویرگی هستیم.گویا بالاخره مدیران عزیزهم به این نکته واقف شدند که داشتن مشتریهای کلان باسقف توقعات فراوان وبیم وهراس از قهر ناز همیشگی انها دیگرچندان جای تامل نداره وبهتر همان که دل به سپرده های ریز وخرد ببندیم که هم امنیتش بیشتره وهم کارکردن باانها راحتتر. به هرحال این موضوع نوینی است که دراولین فرصت درموردش مطلب خواهم گذاشت .فقط امروزاومدم که بگم من هنوز هستم هااااایه وقت نگرانم نشید مخصوصا حاج مجید آقا که خیلی باهم کارداریم

راستی من به همه دوستان سرمیزنم ولی براپیام گذاشتن مشکل دارم کسی میتونه بهم کمک کنه.اون قسمت که باید کدامنیتی روواردکنم برامن بازنمیشه راستی چرااااااا؟


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 توسط مهرگان
دوستی دریکی ازکامنتها فرمودنداینجا چقدرکسل کننده است.طفلی حق داره.ولی باید به این دوست گلم بگم این تازه نمونه کوچکی ازکاربانکه...پس ببین ماکه هرروزمونوبااین شغل فرسایشی.اعصاب خردکن وکسل کننده میگذرونیم چه دلی داریم.بگذریم.برای احترام به این دوست وسایربازدیدکنندگان غیربانکی مطلب جالبی راازخبرگزاری فارس اینجا میزارم.حالشوببرین.

خبرگزاری فارس نوشت: آرشیو، گشنه، گرگ اقا، بره، بوشفر، چاه، یتیم، حلوا،پارچه، پاکت، پوپول، ادامه، آشفته، افسرده، نوشابه، حلوا و ارزان بخشی از اسامی باور نکردنی افراد در سازمان ثبت احوال است.

به گزارش خبرگزاری فارس، آرشیو، آسیب، اجباری، اخی، اردوخان، اشتر، اهریمن، باباقلی، بیابانی، ملخ، فضا، فراری، شفتالو، شربت، قطار، قطاری، قسمت، قربانی، کابوس، گشنه، گرگ آقا، بره، بشم، بهداشت، بوشفر، چاه، چراغ، چیتر، زنگی، سرباز، شوجر، علاقه، غم، غارت، فرار، فراری، فراموش، کوپال، گمان، لذت، لشکر، للو، ورندل و یتیم تنها برخی از اسامی پسران قابل تغییر در فهرست‌ سازمان ثبت احوال است.این اسامی غالبا به قبل از سال 1370 بر می‌گردد.
آشفته، آفت، اجبار، افسرده، باجی، بیزار، پنبه، تعارف،‌حلوا، خرما، خیار، شربتی، شقیقه، کفتر، نیمکت، قیمتی، همیشه، نوشابه، ییلاق، لوله، لیاقت، لبو، لباء، مشکی، مشکی‌جان، مغلوبه، مفتول، حاضر، حالتاج، حسرت، حضرت، حبصه، خارا، خابس، پارچه، پاکت، پنیر، پوپول، پولی، انقلاب، اوجق، آمریکا، آلمان، انگلیس، انه، آقا بگم، ادامه و ارزان بخشی از اسامی قابل تغییر برای دختران است.
والله چی بگم.شما هم اگه توافتتاح حساباتون به موردجالبی برخوردین بگین ماهم کف کنیم.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه نهم دی 1390 توسط مهرگان
ساعت دقیقا ۵۰/۲۹/۱۳ ثانیه است.همکارم درب شعبه رامیبندد.داخل شعبه شش هفت نفری منتظرندتانوبتشون بشه.درهمین موقع یه مشتری گرانقدرمیادپشت درب وباسکه به شیشه در میکوبه .همکارم مودبانه به ایشان میگه :وقت تمومه ومیتونین ۵/۳عصرتشریف بیارین.ایشونم به ساعتش اشاره میکنه ومیگه:هنوز ۱۰ثانیه دیگه مونده چرازودبستین؟

آی حرصم میگیره ....آی حرصم میگیره.....آخه نه اینکه ما تو کشوری زندگی میکنیم که:

مردمش برا دیدن یه مسابقه لگدزنی(مثلا فوتبال) از۲۴ساعت قبلش نمیان پشت درورزشگاه.......

یااصلا تاخیردرپروازهواپیماهاش زیر۷ساعت  قابل محاسبه نیس........

یاهیچکی وقتشو تو صفهای مختلف هدرنمیده.....

وکلا همه مردمی وقت شناس ومتعهد به قول و قرار (البته با + - ۲ساعت)هستند........

آی حرصم میگیره.......آی حرصم میگیره.

طفلی ما بانکیا


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم دی 1390 توسط مهرگان

۲۹آذرماه سالروزایجادبانک پرافتخارملت برهمکاران عزیزومشتریان وفاداربانک مبارک باد.

راستی چه جالب تولدمنم اول آذرماه وورودم به بانک ملت هم پنجم آذرماه است.

برم ببینم فال متولدین آذرماه چیه؟


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 توسط مهرگان
 امروزمتاسفانه شاهد نمونه ای ازبداخلاقی های رایج دربازاریابی بانکی ازسوی بانک رقیب بودیم

ظاهراازسوی افرادی معلوم الحال بامشتریانی که دردوره اخیرثبت نامی حج عمره درهردو بانک ملی وملت همزمان ثبت نام کرده اند تماس گرفته وضمن معرفی خود به عنوان سازمان حج وزیارت ازآنها خواسته اند هرچه سریعتر ثبت نام خوددربانک ملت راباطل نمایند درغیراین صورت درقرعه کشی آتی حج عمره نام آنها حذف خواهد شد.اینکه نام ولیست اسامی این عده چگونه بدست بانک رقیب رسیده است خود جای تامل دارد ولی ایجاداسترس درمورد حج وخطرابطال آن نمیتواند کارزیبایی باشدکمااینکه مشتری خودحق انتخاب داردکه کدام یک ازدو ثبت نام خودراباطل کند.درحالت عادی ثبت نام دومی درهربانکی که باشد بطوراتوماتیک حذف خواهد شد ولی ظاهرادوستان مادربانک رقیب به تکاپو افتاده اند تازودترازمعمول مشتری ارزو به دل مانده را وادارکنندتا ثبت نام خوددربانک ملت را حذف نماید.همانکاری که بهنگام روع زودترازموقع ثبت نامها انجام دادند والبته درروزهای اول بامشکل هم روبروشدند.اینطوربنظرمیرسد که پیروزی به هرقیمت شعاراین خوبان است

ولی بجاست که حق انتخاب رابه عهده خود مشتری بگذاریم تا بانک محبوب خودراانتخاب کنند.بانک ملت


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 توسط مهرگان
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک


تبادل لینک